تبليغاتX
مرید نور

مرید نور

يار شو يار بين
 

يار شو يار بين ، دل شو دلدار بين
درپي سرو روان چشمه وگلذار بين
بر جه وكاهل مباش در ره عيش ومعاش
پيش كشي كن قماش رونق تجار بين
جملهء تجار ما اهل دل وانبيا
همره اين كاروان خالق غفار بين
آمد محمود باز بر در حجره ي اياز
عشق گزين عشق باز دولت بسيار بين
خاك ايازم كه او هست چو من عشق خو
عشق شو وعشق جو دلبر عيار بين
سنت نيكوست اين چارق با پوستين
قبله كنش بهر شكر باقي از ايثار بين
ساعت رنج وبلا چارق بين ميشوي
بي مرضي، خويش را خسته وبيمار بين
چارق ما نطفه دان، خون رحم پوستين
گوهر عقل وبصر از شه بيدار بين
گوهر پيشين بنه تا كندت مير ده
كهنه ده ونو ستان ، دانه ده انبار بين
تا نگري در زمين هيچ نبيني فلك
يك دمه خود را مبين خلعت ديدار بين
اين سخن در نثار هم به سخن ده سپار
پس تو زهر جزو خويش نكته وگفتار بين

 

+نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت7:20توسط مرید نور |
+نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت19:57توسط مرید نور |

 

+نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت19:53توسط مرید نور |
+نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت19:52توسط مرید نور |
+نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت19:49توسط مرید نور |